يحيى دولت آبادى

298

حيات يحيى ( فارسى )

فرق است ميان اين اعتقاد و آن اعتقاد بعد شرحى در خصوص متفرق شدن مردم در جمعه دوازدهم ميگويم كه شما از اين بابت دلتنگ نباشيد اين عين صلاح بود كه بر همه كس از خارجه و داخله معلوم گشت ملت سركش و ياغى نيست بلكه مطيع و فرمانبردار است حالا آن روز گفتند برويد رفتيد مجلس هم لايحه‌ئى نوشته حضور شاه خواهند برد و نقضهائى كه در قانون اساسى شده جبران مىشود شرحى از فوايد دين و اصل اعتقاد خصوصا ديانت اسلامى نقل ميكنم و مجلس ختم مىشود بعد از ختم مجلس منتخبين سه انجمن جمع شده نگارنده هم با آنها نشسته در خصوص اصلاح شاه با ملت و جبران نقض قانونى كه شده صحبت ميداريم در اينحال خبر ميرسد كه ميرزا سليمانخان را گرفتند ميرزا سليمانخان شخصى است سى و پنجساله مستوفى و محاسب نظام از مشروطه‌خواهان جديست و با حوزه نافذ در مجلس و ملت ربط كامل دارد تصور مىشود چون ذخيرهء قشونى در دست اوست توقيف گشته مبادا بتواند بمليون كمكى بنمايد ضمنا آبچشمى هم از نظاميان بگيرند كه مساعدتى با مشروطه‌خواهان نكنند خبر گرفتارى ميرزا سليمانخان مرا افسرده مىكند چه با من دوستى دارد بعلاوه لطمه‌ايست كه بمليون وارد مىشود مسئله در انجمن مطرح شده عريضهء استفسار بمجلس مينويسند سبب گرفتارى او را ميپرسند و اقدام در استخلاص وى را تقاضا ميكنند آقايان ميروند عريضه را بنويسند خبر ميرسد انجمن اصفهان بديدن اين سه انجمن آمده‌اند انجمن اصفهان عبارتست از مديرش كه ميرزا محمود تاجر باشد و سيد عبد الرحيم اصفهانى و مستشار التجار و بعضى ديگر از رفقاى آنها كه بيرابطه با حوزه مركزى دربارى نميباشند آمدن اين جمع به اين محل معلوم است براى مقصديست بنفع حوزه استبدادى واردين اظهار ميكنند چون انجمن اصفهان اغلب اجزايش تجار و كسبه هستند خواهش ميكنيم ما هم جزء اين سه انجمن باشيم نگارنده ساكت است و واردين از بودن من در اين مجلس مكدر و متحيرند چون مقصد اصلى را كه دارند با حضور نگارنده نميتوانند اظهار نمايند يكى از اعضاى انجمن اصناف كه انجمن اصفهان را ميشناسد و روابط آنها را ميداند اظهاراتى مىكند كه پذيرفته شدن آنها در جزو سه انجمن دچار